الملا فتح الله الكاشاني
379
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( أَصْحابَ الْجَنَّةِ ) * ياران باغ صروان را از ابن عباس منقولست كه در دو فرسنگى صنعا از ولايت يمن مردى صالح را باغى بود مشتمل بر درختان خرما و آن را مروان خواندندى و بر موضعى كه گذر ره گذاريان بود واقع شده بود و تا خرما بر درختان بود ره گذاريان را از آن منع نكردى و در روز ميوه چيدن درويشان را بخواندى و بساطى در زير درخت بيفكندى و هر ميوهء كه دست و دامن بدان نرسيدى يا داس او را ضايع ساختى يا باد از درخت بيفكندى يا بر طرف بساط افتادى بدرويشان دادى و ده يك از حاصل نيز بديشان قسمت كردى و چون آن مرد بمرد وى را سه پسر بود آن باغ بميراث بپسران وى رسيد گفتند اگر ما چنين كنيم كه پدر ما ميكرد معيشت بر ما تنگ شود و در وقت ارتفاع ميوه درويشان بنا بر عادتى كه داشتند بيامدند ايشان گفتند كه هنوز وقت بريدن ميوه نيست پس در شب اتفاق كردند كه پنهان از درويشان ميوه را ببرند و بدين سوگند خوردند چنانچه حق سبحانه ميفرمايد * ( إِذْ أَقْسَمُوا ) * ياد كن سوگند خوردن اهل آن باغ را كه پنهان از فقرا * ( لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحِينَ ) * هر آينه ببرند ميوه را در حالتى كه در آيندگان باشند در صباح يعنى بامداد بكاه ميوه آن بچينند پس به اين قصد سوگند خوردند * ( وَلا يَسْتَثْنُونَ ) * و استثنا نكردند يعنى نگفتند انشاء اللَّه در آن شب كه اين قصد كردند و سوگند خوردند تسميهء مشيت خداى تعالى باستثنا به جهت آنست كه متضمن معنى اخراج است الا آنست كه مخرج بمشيت خلاف مذكور است و مخرج باستثنا عين مذكور و به جهت آنكه مؤدى معنى استثنا است چه معنى لاخرجن انشاء اللَّه و لا اخرج الا ان يشاء اللَّه يكيست و گويند كه معنى آنست كه استثنا نكردند از آن ميوه حصهء مساكين را هم چنان كه پدر ايشان اخراج آن ميكرد بدرويشان يا طلب ثناى خدا نكردند و شكر نعمت آن نگذاردند * ( فَطافَ عَلَيْها ) * پس فرو گرفت بر آن باغ * ( طائِفٌ ) * بلاى طواف كنند و گرداگرد آن فرو گيرنده * ( مِنْ رَبِّكَ ) * از نزد پروردگار تو * ( وَهُمْ نائِمُونَ ) * در حالتى كه ايشان خفتگان بودند و آن آتشى بود كه در آن وقت از آسمان فرود آمد و در آن باغ پيچيد و ميوه ها را سوخت و درختان را خشك گردانيد كما قال اللَّه تعالى * ( فَأَصْبَحَتْ ) * پس كشت باغ ايشان به آن بلا * ( كَالصَّرِيمِ ) * مانند باغى كه ميوهء آن چيده و بريده باشد و اين فصيلست بمعنى مفعول و يا مانند شب سياه بسبب احتراق و اسوداد يا مثل روز بسبب ابيضاض كه از فرط يبس حاصلشده بود